|
دوستت دارم دلاويزترين...! من به دنبال دلاويزترين شعر جهان مي گشتم " يافتم ...! يافتم ...! آن نكته كه مي خواستمش! با شكوفايي خورشيد و گل افشاني لبخند تو آراستمش! تار و پودش را از خوبي و مهر خوش تر از تافته ي ياس و سحر يافته ام " دوستت دارم " را من دلاويزترين شعر جهان يافته ام! اين گل سرخ من است ! دامني پر كن از اين گل كه دهي هديه به خلق ! كه بري خانه دشمن ! كه فشاني بر دوست ! راز خوشبختي هركس به پراكندن اوست ! تو هم اي خوب من اين نكته به تكرار بگو ! اين دلاويزترين شعر جهان را همه وقت نه به يكبار و به ده بار ، كه صد بار بگو ! " دوستم داري ؟ " را از من بسيار بپرس ! " دوستت دارم " را با من بسيار بگو !!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385 12:2 توسط سارا |
خبر اوردن مي دونم، خيلي شلوغ شده سرت ميگن خداحافظ شده كلام اول و آخرت همه همش دنبالتن، خيلي ها رو پس مي زني نه با همه كس ميشيني، نه سر به هر كس مي زني نه نمي خوام ببينمت، نه ديگه حرفشم نزن حرفي نمونده بين ما، از اين به بعد نه تو نه من نه نمي خوام ببينمت، نه برو از پيشم برو، ديگه ازت بدم مياد ديگه نمي خوامت تو رو من و وا3 وقتي مي خواي كه خلوت 2رو ورت خبر اوردن مي دونم خيلي شلوغ شده سرت مي ر3 اون روزي كه باز، مياي و ميوفتي به پام ولي ديگه با ديگرون فرقي نمي كني برام پاشو برو اين آخرشه، آخر خط من و تو.
@@@..................@@@@.......@@@................@@..@@@@@@@@@ @@@..............@@.......@@....@@@.............@@...@@@..............@ @@@.............@@.........@@.....@@@..........@@....@@@.........@ @@@............@@..........@@......@@@........@@.....@@@@@@@ @@@............@@..........@@........@@@.....@@......@@@@@@@ @@@.......@...@@.........@@..........@@@...@@.......@@@.........@ @@@@@@@.@@.......@@............@@@.@@........@@@...............@ @@@@@@@...@@@@@.................@@@@..........@@@@@@@@@
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385 11:54 توسط سارا |
عشقولانه دختره به پسره گفت: به نظر تو من قشنگم؟ پسره گفت :نه دختره به پسره گفت: مي خواي من پيشت باشم تا هميشه؟ پسره گفت :نه دختره به پسره گفت :اگه از پيشت برم برام اشك مي ريزي؟ پسره گفت :نه دختره در حالي كه گريه ميكردو مي خواست بره پسره دستشو گرفت و گفت : تو قشنگ نيستي از نظر من تو زيبايي نمي خوام پيشم باشي بلكه نياز دارم كه پيشم باشي اگه از پيشم بري برات گريه نميكنم بلكه برات ميميرم عشق دروغ رفته بوديم كه دور از انظار ديگران، ساعاتي با سرگرداني يك عشق بي پناه زير روشنايي مات ماه،گردش كنيم... آسمان كاملا صاف بود. ناگهان، پاره ابري سياه، صورت نازنين ماه را، در سياهي خود ناپديد كرد.. گفتم:آسمان به اين صافي، معلوم نيست اين قطعه ابر سياه، ازگريبان ما چه مي خواهد؟اشاره به ابر كرد،آهي كشيد،گفت:آن؟ آن ابر نيست! عصاره است. عصاره ناله هاي پنهاني عشاق واقعي است.. روی ماه را پوشانده است، تا ماه شاهد عشق دروغ من و تو نباشد...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 15:46 توسط سارا |
|