تبليغاتX
تنها

تنها

 

 

 

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگيرم

 در چشمانت خيره شوم

دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم ...

 منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بشينم

سر رو شانه هايت بگذارم ... از عشق تو ...

از داشتن تو ... اشک شوق ريزم ...

منتظر لحظه ای هستم ... لحظه ای مقدس ...

منتظر لحظه ی پيوند ... که تو را در اغوش گيرم ...

بوسه ای از سر عشق تقديم تو کنم ...

 و با تمام وجودم عشقم و قلبم را به تو هديه کنم ...

اری من منتظرم ... منتظر لحظه ای پاک و مقدس

که به تو بگويم هستی ام ... هم نفسم ...

مونس شب های بی قراری ام ... من دوستت دارم ...

 و عشقم و وجودم را به تو تقديم ميکنم ...

اری من عاشق توام ... و عاشقانه تو را میپرستم ...

 

 

 

 

تاهمسفرم عشق است در جاده تنهايي

 از دست نخواهم داد دامان شكيبايي

تا من به تو دل دادم افسانه شده يادم

 چون حافظ و مولانا در رندي و شيدايي

از عشق تو سهم من ،همواره همين بوده است

رسوايي و حيراني ، حيراني و رسوايي

تو آتش و من دودم ،دريا تو و من رودم

 هرچند محال اما ، چيزي است تماشايي

چندي است كه پيوندي است

 پيوند خوشايندي است بين تو و آيينه ،آيينه و زيبايي

من دستم و تو بخشش ، تو هديه و تو خواهش

 من زين سو و تو زان سو ،مي آيم و مي آيي

با گردش چشمانت افتاده به ميدانت ،

تا باز چه فرمايي بي ساحل آغوشت

آغوش سحرپوشت چندي است كه طوفاني است ،اين ديده دريايي

 

 

 

 

 

مي دونم دلت گرفته ؛ من برات سنگه صبورم


چي شده تنها نشستي ؛ مثل تو از همه دورم


واسه من زندگي سرده ؛ نكنه تو هم غريبي


كاش مي شد اشكهات و پاك كرد؛بميرم تو هم بريدي ؟


چه تبسم قشنگي ؛ وقتي به غمها بخندي


اخه ارزشي نداره ؛ دل به اين دنيا ببندي


نازنين دنيا همينه ؛ اون كه خوب بود بدترينه


نكنه تنهات گذاشته ؛ اخره عشقها همينه


اين روزا عشقها خياله ؛ حتي فكرشم محاله


عشق پاك پيدا نمي شه ؛ باشه هم رو به زواله


مي دوني چقدر عزيزه ؛ قطره سپيد شبنم


مثل اون اشكهاي نازن ؛ رو تن گلهاي مريم


نازنين خدا بزرگه ؛ غم و از خودت جدا كن

 

ما كه تنها نمي مونيم ؛ افرين اخماتو وا كن

                                            

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر 1385 15:51 توسط سارا |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

من سارا متولد 5 مهر 1367, عاشق گل رز ،رنگ سیاه , شیفته راه رفتن زیر بارون البته
بدون چتر ,دلباخته غروب دریا و طلوع زیبام , سبدی دارم پر از خالی و پنجره ای که رو به خانه
هیچکس باز نمی شه تنهام مثل كوههايي كه بهم نمي رسند، ترسم از نرسيدن است و فقط
يك آرزو دارم توي اين دنياي بزرگ اما كوچك (راستي بچه ها هر وقت به ارزوهايتان حتي
كوچكترين آرزويتان رسيديد من هم دعا كنيد.) و در آخر سرنوشتی پر از خطوط سر کردان و
مبهم و منتظر کسی هستم که روزی برای همیشه در کنارم بماند


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آبان 1386

مهر 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385



عاشقانه ها

داداشه گلم عباس
وبلاگ دوست عزیزم آهنگ ها و جوکای توپی داره
بچه های جهنمی
حميد بچه شيراز قشنگه حتما سر بزنيد
نيكي گلي
محمد
آهنگ هاي كامران و هومن
خانه نيلوفري
سارا و سيناي از دست دفته
شور انگيز
عشقولانه
اینم یه وبلاگ دیگه از داداشه گلم عباس
آوای خاموش
عاشق دیونه(مهران)
.:: sms * rap * pic * jok ::.
معرکه
عاشق
درد دل عاشقا
بدون مرز (سینا)
مرجان و مجتبی(دو زوج خوشبخت)
لی لی
کانگ فو فو توا
تقدیم به تو (تارا)
خاطرات و عاشقانه های یک دختر ...(مریم)
حمید انتظار
بروبج ممکو(در هم)
مجتبی
همیشه بهاری
در جستجوی عشق
به پاکی عشق
سارا و نامزدش علی
مجنون الحیدر
عشق به همه خوبیها
.*•. .•* قالب بلاگ - نرم افزار - کلیپ 18+ .*•. .•*
قطره باران(فقط برای تو می نویسم)
آزاد هر چی بخواین
داستان


    تعداد بازديدها:

 

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS