|
عشق شوق زن باخته ايست، براي رسيدن به دلباخته اش التماس درختيس،به آب جوي، عشق لذت نهال است، انشاي تمام روان است، زبان چشم است ديوانگي عقل است،رسوايي خلق است، تن به تن جنگ است آماده گوش به زنگ است،هزار رنگ است، خيلي زرنگ است، عشق جرات ديوانگي ست، جنگ سرد است و دگرهيچ. لحظه ها رو گذرونديم تا به خوشبختي برسيم غافل ازاينكه خوشبختي همان لحظه هايي بود كه مي گذرونديم.
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386 18:52 توسط سارا |
عشق شوق زن باخته ايست، براي رسيدن به دلباخته اش التماس درختيس،به آب جوي، عشق لذت نهال است، انشاي تمام روان است، زبان چشم است ديوانگي عقل است،رسوايي خلق است، تن به تن جنگ است آماده گوش به زنگ است،هزار رنگ است، خيلي زرنگ است، عشق جرات ديوانگي ست، جنگ سرد است و دگرهيچ. لحظه ها رو گذرونديم تا به خوشبختي برسيم غافل ازاينكه خوشبختي همان لحظه هايي بود كه مي گذرونديم. مي خوام بگم دوستت دارم
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386 15:22 توسط سارا |
آخه تو عزيز قصه هامي آخه تو شعر رو لبامي آخه جون تو بسته به جونم اگه بري ديگه نميتونم آخه اسم تو رو كه ميارم ميشي همه دارو ندارم از چي ميترسي تو مهربونم من كه رو عشق تو موندگارم يه شب ميون بارون غرورمو شكستم كاشكي بهت ميگفتم چقدر تو رو مي خواستم مي خوام بازم بخونم تو بارون از نگاهت با اينكه خيلي خستم بگذرم از گناهت + نوشته شده در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386 15:56 توسط سارا |
من تصمیم گرفتم جواب نظرها رو تو وبلاگم بدم.ღ (چشم انتظار) من قصد ندارم دل کسی رو بشکنم هر کسی که من و دوست داره میتونه به هر قیمتی که شده بدستم بیاره. من به هیچ کس علاقه ای ندارم و حتی حاظرنیستم برای ۱ بار هم که شده به کسی بگم دوستش دارم . منصور خیلی ممنون از اینکه افتخار دادی و به وبلاگ من سر زدی هدف من فقط اینه که حرفامو بتونم تو وبلاگم بزنم همه ی این شعرها حرف دل من هستند ناشناس از اطراف خوزستان: جواب نظرها رو خودم میدم . بهناز جان وبلاگت باز نمیشه چرا؟ از همگی بابت نظراتون ممنون شرمنده که نمی تونم تک تک تشکر کنم آخه خیلی وقته جواب نظرها رو ندادم همتون ماهید درست مثل خودم علی جان میشه خودت رو معرفی کنی؟ + نوشته شده در دوشنبه بیستم فروردین 1386 19:36 توسط سارا |
آهاي خدا من يكي تو قصه و غم كم اوردم خدا پوسيدم آهاي خدا شدم يه هيزم آماده واسه آتيش همه آهاي خدااااااااااااااااا من ديگه خسته شدم ديگه رسيدم ته خط نميخوام تودنيا كه يه چهار ديواري بيش نيست
بمونم
نيمكت خيس لباس خيس چشماي خيس گيتار خيس طوماري از عشق برات نوشتم زير بارون پيش تو موندم سرت رو شونم در گوشم گفتي ديونم با تو ميمونم دستت تو دستم چشمم تو چشمات به من ميگفتي شيرينه حرفات پيش تو موندم شب آروم رفت آفتاب در اومد هنوز مي نوشتم نيمكت داغ لباس داغ يه عشق داغ گيتار داغ طوماري از عشق برات نوشتم زير آفتاب پيش تو موندم سرت رو زانوم خيلي آروم گريه مي كردي مثل بارون با تو نشستم گريه كردم خيلي آروم مثل بارون پيش تو موندم خورشيدو روندم دم غروب شد هنوز مي نوشتم يه باد وحشي نيمكت خاكي لباس خاكي يه عشق خاكي گيتار خاكي طوماري از عشق برات نوشتم زير طوفان پيش تو موندم سرت رو شونم در گوشم گفتي ديونم با تو ميمونم دستت تو دستم چشمم تو چشمات به من ميگفتي شيرينه حرفات پيش تو موندم طوفانو روندم بازم كه شب شد هنوز مي خوندم يه عمر گذشتو هنوز مي نوشتم يه عمر گذشت... نيمكت پير لباس پير يه عشق پير گيتار پير طوماري از عشق برات نوشتم عمر گذشتو سرت رو زانوم خيلي آروم گريه مي كردي مثل بارون با تو نشستم گريه كردم خيلي آروم مثل هميشه مثل بارون بازم كه شب شد منو تو اينجا هنوز نشستيم دو تايي تنها
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 21:6 توسط سارا |
|