|
عشق آه كه هر كس در هر گوشه و كناري مي كوشد تا به گونه اي گرماي دلپذير آن را در قلب خود حس كند، مگر خود تو بارها با چشماني پر از اشك به آسمان چشم ندوخته اي و آهي از دل نكشيده اي؟ به راستي چند بار از سر كوچه يا خياباني گذر كرده ايو نگاهي آغشته به درد به آن انداختي؟ چند بار در نيمه هاي شب دست به ستارگان گشوده اي تا سوار بر بال روياهايت، لطافت وجود معشوق را بر سر انگشتانت حس كني؟ عاشقي دردي است كه بي آن نه من، نه تو و نه هيچ انساني را كه قلبي در سينه داشته باشد ياراي گذر دوران زندگاني نيست. دردي است كه زيبايي اش را چه آسان مي توان در نگاه عاشق ديد و نواي اميد بخش را در تپش قلب او شنيد.عاشقي زيباست، همچون لحظه ديدار، عاشقي زيباست ... و عاشقي زيباست بس زيباست. + نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 22:5 توسط سارا |
عشق نمي پرسه تو اهل کجايي فقط مي گه تو قلب من هستي کاشکی می دونستی دلم داره واست پر می زنه تو لحظه های ناب تو ستاره چشمک می زنه....... کاشکی می شد نگاهمون تو راه عشق جا نمونه بغض گلوی هر دومون اسير زندون نمونه............. کاشکی تو راهه عاشقی ديگه کسی کم نياره... تو جاده های بی کسی دل به تمنا نياره............. کاشکی شب يلدا بياد از پشت پرچين نگاه......... هزار و يک شب بخونيم از عشقمون با يک نگاه... + نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386 23:39 توسط سارا |
live is… عشق هر فكر و هر نفسم آغشته به توست با هر گام كه بر ميدارم عشقم پر شورتر مي شود، نازنين. Youre in each thought I have and every breath I take my feelings are growing stronger with every move I make. تو دليل من براي زندگي هستي دليل تپش قلب من تو همه كس من هستي و تا ابد چنين ... You are the reason I live the reason my heart keeps beating. You are the only one for me and that’s the way it will ahways be. اين كه چه مدت و چه قدر از يكديگر دور باشيم بي اهميت است عشق من كماكان از آ توست تا...عاشق تو خواهم بود به خاطر توست كه اينجام چه در روح چه در فكر چه در جسم و با ريختن قطره اشكي فرشته تو در كنارت خواهد بود. No matter how far or how long my love will still be yours I will always love you. For you I am here whether in spirit mind body shall you ever shed a tear your angel will always be near. آن گاه كه در كنار مني دنيا جاي بهتري است و در نبود تو تيره و تاريك است. The world is a better place when you are near Its miserable when you are far. عشق بافتن جامه اي است كه تارو پودش رشته هايي از قلب ماست عشق ساختن خانه اي است از جنس مهرباني. Love is to weave the cloth with threads drawn From your heart love is to build a house with affection. + نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 21:52 توسط سارا |
رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت راهي بجز گريز برايم نمانده بود اين عشق آتيشين پر از درد بي اميد در وادي گناه و جنونم كشانده بود رفتم كه داغ بوسه پر حسرت ترا با اشكهاي ديده ز لب شستشو دهم رفتم كه ناتمام بمانم در اين سرود رفتم كه با نگفته بخود آبرو دهم رفتم نگو نگو كه چرا رفت ننگ بود عشق من و نياز تو و سوز و ساز ما از پرده خموشي و ظلمت چو نور صبح رفتم كه گم شوم چو يكي قطره اشك گرم در لابلاي دامن شبرنگ زندگي رفتم كه در سياهي يك گور بي نشان من از دو چشم روشن و گريان گريختم از خنده هاي وحشي طوفان گريختم از بستر وصال به آغوش سرد هجر اي سينه در حرارت سوزان خود بسوز ميخواستم كه شعله شوم سركشي كنم مرغي شدم به كنج قفس بسته و اسير روحي مشوشم كه شبي بي خبر ز خويش در دامن سكوت بتلخي گريستم نالان زكرده ها و پشيمان ز گفته ها + نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 21:50 توسط سارا |
|