|
نفسم سوخت.دلم سوخت.پر و بالم سوخت کاش پروانه شدن این همه آداب نداشت من... واسه رگبار واسه بارون چتر دستاتو ميخوام واسه برف زمستون تب حرفاتو مي خوام واسه تموم عمر پيشم بمون من تو رو هر روز مي خوام حتي نه يه روز در ميون واسه وحشت از سياهي برق چشماتو مي خوام واسه بي گناهي حرف لبهاتو مي خوام چي مي خواي صداي التماسمو كه عاجزانه ميگه پيش من بمون چي مي خواي شكستن غرورمو شايد بشي هم آشيون باشه ميگم با التماس هر روز نه يك روز در ميون گل يخ اگه بي همزمون نبود به خدا يخ نمي زد آدم خوب كه يهو بدنميشد سري به دوزخ نمي زد اگه عشق سري ميزد به آدما كسي سياه بخت نمي شد زندگي سخت نمي شد... من تو رو هر روز مي خوام حتي نه يه روز در ميون. + نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386 13:36 توسط سارا |
|