|
كه قوانين بشري و پديده هاي طبيعي مسير آن را تغيير نمي دهد محبوبم اشك هايت را پاك كن زيرا عشقي كه چشمان ما را گشوده و ما را خادم خويش ساخته موهبت صبوري و شكيبايي را نيز به ما ارزاني مي دارد. اشك هايت را پاك كن وآرام بگير زيرا ما با عشقي ميثاق بسته ايم وبراي ان عشق است كه رنج نداري درد جدايي و تلخ بي نوايي را تاب مي آوريم زندگي بدون عشق به درختي مي ماند بودن شكوفه عشق بدون زيبايي به گل هايي مي ماند بدون رايحه زندگي ، عشق و زيبايي يك روحند در سه بدن كه نه از يكديگر جدا ميشوند و نه تغيير مي كنند خطاست اگر بينديشيم عشق حاصل مصاحبت دراز مدت و با هم بودني مجدانه است عشق ثمره ي خويشاوندي روحي است و اگر اين خويشاوندي در لحظه اي تحقق نيابد در طول ساليان و حتي نسل ها نيز تحقق نخواهد يافت فقط عشق آدم كور است كه نه زيبايي را درك مي كند و نه زشتي را عشق وقتي دچار غم غربت باشد از حساب زمان و هياهوي آن ملول مي گردد عشق ميزباني مهربان است گر چه براي مهمان نا خوانده خانه ي عشق سراب است و مايه خنده عشق از ژرفاي خويش آگاه نمي شود مگر زمان جدايي عشق در رداي افتادگي از كنارمان مي گذرد اما ما مي ترسيم و از او مي گريزيم يا در تاريكي پنهان مي شويم يا اينكه تعقيبش مي كنيم و با او دست به شرارت مي زنيم عشق رازي است مقدس براي كساني كه عاشقند عشق براي هميشه بي كلام مي ماندد اما براي كساني كه عشق نمي ورزند عشق شوخي بي رحمانه اي بيش نيست حتي عاقل ترين مردمان نيز زير بار سنگين عشق خم مي شوند اما به راستي عشق به سبكي و لطافت نسيم خوش است عشق واژهاي است از جنس نور كه با دستي از جنس نور بر صفحه اي از جنس نور نوشته مي شود عشق همانند مرگ همه چيز را دگرگون می کند نخستين نگاه معشوق به روح ازلي مي ماند كه بر سطح آب روان شد ،بهشت و جهنم را همه چيز موجود است آفريد سپس گفت هنگامي كه عشق دامن مي گسترد كلام خاموش مي شود آدميان محصول عشق را تنها بعد از غيبت يار و تلخي صبر و تيرگي ياس درو خواهد كرد اي عشق كه دستان خداييت بر خواهش هاي من لگام زده و گرسنگي و تشنگيم را تا وقار افتخار بالا برده مگذار توان و استقامتم از ناني تناول كند و يا شرابي بنوشد كه خوشتن ناتوانم را وسوسه مي كند بگذار كه گرسنه ي گرسنه بمانم بگذار از تشنگي بميرم و هلاك شوم پيش از آن كه دستي بر آورم و از پيا له اي بنوشم كه توان را پر نكرده اي يا از ظرفي بخورم كه توان را متبرك نساخته اي
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386 12:39 توسط سارا |
|