|
آیدیهامو که پس نگرفتم ولی اشکال نداره آپ میکنم چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید, و به جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زول بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوزم دوستش داری، چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده، چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما... اما وقتی دیدیش هیچی به جز سلام نتونی بگی، چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی, تا نفهمه که هنوزم دوستش داری، چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لبت بگی گل من باغچه نو مبارک...
+ نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386 11:48 توسط سارا |
|